هدف کلی داستان بلند «سفر» (که بخشی از مجموعه سپنج است و گاه به همین نام شناخته میشود) اثر محمود دولتآبادی، به تصویر کشیدن رنجهای عمیق و بیپایان طبقات فرودست و کارگران فصلی در مواجهه با سختیهای معیشتی، بیعدالتی اقتصادی و شرایط طاقتفرسای زندگی است؛ دولتآبادی با تمرکز بر مفهوم سفر اجباری و مهاجرت برای کار، میکوشد تا جبر اجتماعی حاکم بر زندگی این قشر را به شکلی واقعگرایانه و ناتورالیستی منعکس کرده و صدای خاموش کسانی باشد که برای بقا، مجبور به ترک خانه و تحمل مشقات سرگردانی در جستجوی لقمهای نان هستند، و از این طریق، نقد کوبندهای بر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی آن دوره وارد کند.
دولتآبادی در یک مصاحبهٔ روشنگرانه، شرایط دشوار خلق این مجموعه داستانها را چنین توصیف کرده است: «این داستانها در دورهای از زندگی من نوشته شدهاند که جا و مکانی مشخص برای نوشتنشان نداشتم و تقریباً همهشان را در قهوهخانههای تهران، و بهطور عمده در قهوهخانهٔ وطن که کنار ورودی سینما سعدی قرار داشت، مینوشتم؛ از صبح زود تا زمان نهار بازار، که قهوهخانه شروع به شلوغ شدن میکرد، مشغول نوشتن بودم؛ وقتی توان مالی برای تهیهٔ یک دیزی کامل نداشتم، مجبور میشدم بیرون بروم و تنها به نصف نان اکتفا کنم و با خلوتشدن مجدد قهوهخانه، برمیگشتم و پشت همان میز کوچک در ته آن باریکه مینشستم؛ زمستانها نیز برای کسب کمی گرما و جان گرفتن بدن، پشتم را به دیوار گرم مطبخ میدادم.» این نقلقول قدرتمند به خوبی، شرایط سخت، فقر و چالشهای طاقتفرسای زندگی دولتآبادی را در آن دوره به تصویر میکشد؛ او علیرغم تمامی این محدودیتهای مادی و محیطی، توانست با پشتکار و نبوغ، آثار ماندگاری خلق کند که همچنان پس از گذشت دههها، مورد توجه و مطالعهٔ منتقدان و مردم قرار دارند؛ داستانهای او در واقع بازتاب صادقانه و واقعبینانهٔ زندگی مردم عادی، کارگران و رنجهای طبقات فرودست و مسائل بغرنج اجتماعی آن دوران هستند و با نگاهی عمیق، انسانمدارانه و تحلیلی به واقعیتهای جامعه، به نقد و واکاوی آنها میپردازند؛ از این رو، «سپنج» و دیگر آثار دولتآبادی، نه تنها به غنای ساختاری و محتوایی ادبیات معاصر ایران افزودهاند، بلکه به عنوان صدای رسا و ماندگار نسلهای دردمند عمل میکنند و به ما یادآوری مینمایند که ادبیات میتواند در دل سختترین شرایط و چالشها متولد شود و به عنوان یک ابزار نیرومند برای بیان حقیقت و واقعیتهای ناگوار زندگی به کار گرفته شود.
در سال ۱۳۵۲ خورشیدی، محمود دولتآبادی تصمیم به بازنویسی داستان بلند «سپنج» گرفت و نسخهٔ جدید و پختهتر آن از سوی انتشارات گلشایی منتشر شد؛ این اقدام به بازنگری، بهخوبی نشاندهندهٔ توجه وسواسگونهٔ نویسنده به جزئیات و تلاش مستمر او برای بهبود، ارتقاء و تعمیق اثر خود بود؛ دولتآبادی با بازنگری در متن، به عمق بیشتری در موضوعات بنیادین داستان پرداخته و ابعاد جدید و ظریفتری از روایت و شخصیتها را به نمایش گذاشته است؛ علاوه بر اهمیت ادبی والای این داستان، «سپنج» همچنین به عنوان یک منبع الهام بصری و محتوایی برای سینما مورد توجه قرار گرفته است؛ فیلم «زمستان است» به کارگردانی رفیع پیتز که یک اقتباس سینمایی موفق از این داستان محسوب میشود، توانسته است به خوبی روح، فضای حسی و محتوای اجتماعی عمیق اثر را به پردهٔ سینما منتقل کند؛ این فیلم نه تنها به اعتبار و ماندگاری داستان «سپنج» در فضای فرهنگی افزوده، بلکه به آشنایی بیشتر مخاطبان بینالمللی و داخلی با جهانبینی و آثار دولتآبادی کمک شایانی کرده است.
داستان بلند «سفر» در واقع نام یکی از اجزای مجموعه داستانی «سپنج» است که به دلیل اهمیت و ساختار مستقلش، گاهی به طور جداگانه یا با تمرکز بر همین عنوان شناخته میشود، و از آثار اولیه و مهم محمود دولتآبادی است که در فاصلهٔ دهه ۱۳۴۰ و بازنویسیاش در ۱۳۵۲ منتشر شد؛ این اثر در ژانر ادبیات واقعگرایانه (رئالیسم) و ناتورالیسم اجتماعی قرار میگیرد و به شکلی عریان و دلخراش به روایت زندگی طبقات محروم، کارگران فصلی و روستاییانی میپردازد که مجبور به ترک موطن خود شدهاند تا در شهرهای بزرگ یا نقاط دیگر، به دنبال کار و کسب روزی باشند؛ «سفر» تصویری تلخ از مبارزه برای بقا، فقر عمیق، و بیعدالتی اقتصادی حاکم بر جامعهٔ آن دوران ارائه میدهد و به تأثیرات روانی و جسمی این آوارگیها میپردازد؛ اهمیت این اثر در ادبیات معاصر ایران، در قدرت دولتآبادی برای ثبت جزئیات زندگی روزمره و زبان محاورهای مردم عادی و برجسته کردن رنجهای اجتماعی است؛ همچنین، این داستان منبع الهام مستقیم فیلم سینمایی تحسینشدهٔ «زمستان است» به کارگردانی رفیع پیتز بوده است.